زمینه و شور شهادت امام زین العابدین ع

من بودم و/ عمه زینب و زن و بچه ها
نمیره تا ابد از ذهن من/ خاطره های تلخ کربلا ۲
او می دوید و عمه می دوید
او می برید و عمه می برید
او می نشست و عمه می نشست   
از چشماش قطره ی خون می چکید
واویلا واویلا واویلا علیک المظلوم
*****
من بودم و/ عمه زینب و زن و بچه ها
عذابِ هرشبِ عمر منه/ کابوس شهر شام پر بلا
سنگ بر ما بی بهونه می زدند
عمه مو تازیونه می زدند
در ازدحام کوچه و بازار
حرف از کار در خونه می زدند 
واویلا واویلا واویلا علیک المظلوم
*****
من بودمو/ عمه زینب و زن و بچه ها
مُردم و زنده شدم مجلسِ/ بد مستی یزید بی حیا
عمه صدا زد با چشم گریون
بسه نزن دیگه نا مسلمون
قاری قرآن و یک خیزران؟
از گوشه ی لب ها می ریزه خون
واویلا واویلا واویلا علیک المظلوم
 
ادامه نوشته

زمینه شهادت امام سجاد ع

آسمون اشکامو دیده     ناله هام به عرش رسیده
آبرو گرفته دین از            خونی که از سلسله چکیده 
قنوت با غل و زنجیر       روزای سخت و نفسگیر 
مگه میره از یادم
با دیدن تنی پر خون      سه روز دو شب تو بیابون
چهل ساله جون دادم
جون دادم تو کوچه ی تنگ یهودیها
می ریختن با کینه خاکستر روی سرها
باز دیدم سری افتاده زیر دست و پا
واویلا اب الغریب ۳
*****
جون من رسیده برلب     میرسم به یارم امشب 
چشمامو رو هم میذارم     که چشم برام مونده عمه زینب
دو تا چش تر من سوخت    عمامه و سر من سوخت
مگه میره از یادم 
یه دنیا غم همرامه       روضه ی من الشامه
چهل ساله جون دادم
جون دادم تو کوچه ی تنگ یهودیها
می ریختن با کینه خاکستر روی سرها
باز دیدم سری افتاده زیر دست و پا
واویلا اب الغریب ۳
ادامه نوشته

واحد سنگین فوق العاده حزین/ شهادت امام زین العابدین

تموم عالم شده گریون با خطبه های اشکام
آسمونا خم شده دیگه به زیر پای  اشکام 
خاطره های چهل ساله از یاد من نمیره 
یه عمره که دلم فقط زانو بغل می گیره 
همش تو قاب چشای من یه جسم رو حصیره
وای...الف بودم اما دیگه دالم     هنوزم عزادار گودالم
به یاد یه دلدار پامالم
وای...خودم دیدم اون جسم صدپاره‌     به روی تنش نیزه بازاره
که از خاک و از خون کفن داره 
حسینم وای ای حسینم وای
*****
با گریه هام کل دنیا رو به گریه میندازم من 
توی چشام یک حسینیه با گریه میسازم من
چشایی که روضه دیده تو بازار برده دارا 
نگاه نا پاک و می دیده به بچه های زهرا 
نمی دونید آتیشم زده کینه ی  چشم چرونها
وای...میون محل یهودیها       توی اوج ظلم و حسودیها
تنم پر شده از کبودیها
وای...پیش چشم تر هلهله دیدم     یه پای پر از آبله دیدم 
همش خنده ی حرمله دیدم 
حسینم وای ای حسینم وای
 
ادامه نوشته

زمزمه شهادت امام زین العابدین ع

سی وچهار سالی میشه، که راوی کربلام
سی وچهار سالی میشه ، روضه خون بوریام
سی وچهار سالی میشه، کاسه ی خون چشمام
فکر نکنید  زهر هشام ، بود آخر از پا درآوردم
بعد از حسین  شبیه زهر، بود هر قطره آبی که خوردم
اباالغریب، بابا حسین۳
*****
من شاهده جسارت و، غارت گهواره ام
پیر شده ی هتک حرم ، دزدی گوشواره ام
من کشته ی وقاحت و، معجرای پاره ام
الهی حتی کافرم، این همه درد و غم نبینه 
حرم رو در حال فرار، از دست نامحرم نبینه
اباالغریب، بابا حسین ۳ 
*****
یادگاره زنجیرا رو، گردن و دست و پامه
سوختگی رو سرم از، خاکسترای بامه
غروری که شکسته از، مصیبتای شامه
چندین برابر شد تو شام، رو صورتا جای کبودی
مثل صد سال گذشت یه ساعت محله ی یهودی
اباالغریب، بابا حسین ۳ 
ادامه نوشته

واحد سنگین فوق العاده زیبا/ شهادت امام زین العابدین

دلها رو می سوزونه اين گريه های يعقوبی من
از پا درآورده صبر و صبر قلب ايوبی من
تا صبح با مهتاب گريه كردم       هر جا ديدم آب گريه كردم
هر جايی كه ديدم يه ماهی         گيره تو قلاب گريه كردم
هر شب به ياد/ طفل ربابم/ قلب كبابم/ ميده عذابم
ذكرم شده يا/ علی اصغر/ ای گل پرپر/ با چشمای تر
آه و واويلا 4
 

بعد از حسين ديگه قلبم لحظه ای آرامش نداره
با خنده و طعنه های شاميا آسايش نداره
از غصه ی يار گريه كردم        تو كوچه بازار گريه كردم
حرمله رو ديدم به ياد          چشم علمدار گريه كردم
دارم می سوزم/ به ياد سقا/ به ياد دريا/ به ياد زهرا
دارم می سوزم/ به ياد اون مرد/ دشت پر از درد/ جانم! چها كرد
عمو اباالفضل 4

ادامه نوشته