سبک زمزمه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

ای کریم بی منت (غریب مادر)3
دست ما و دامانَت  (غریب مادر )3
آه ...
دلم می سوزه برات
میمیرم تو روضه هات
منو کشته گریه هات
تویی همون آقایی که - در خونه اش نشد بسته
چقد گدا اومد  بازم - نشد خسته
حسن - (کریم آل عبا)3

پیکرت سرد و بی جون (میون بستر)3
زهر تو رو کرده پر خون (میون بستر)3
آه ...
شده پر خون سرفه هات
می لرزه دست و پاهات
منو کشته گریه هات
تو هم غریبی آقاجون - نه گنبد و حرم داری
شبیه مادرت هستی - کرم داری
حسن - (کریم آل عبا)3

خون دل شد قوت تو (ز تیر کینه)3
پر شده تابوت تو (ز تیر کینه)3
آه ...
می سوزی از غصه ها
ولی شد ذکرت آقا
امون از کرب و بلا
اگر چه زهر منو کشته - ولی به تن کفن دارم
بمیرم از غمت داداش - حسین جانم
حسین - (غریب و تنها حسین)3

دانلود سبک

غلامرضا زاده /زمزمه جانسوز اربعین/پیشنهاد دانلود

داداش ، سرت روی نی همسفرم بود
قاتل تو دور و برم بود
آستین پاره معجرم بود
وای .....وای ...... 

داداش ، سرت رو نی همسفرم بود
قاتل تو دور و برم بود
آستین پاره معجرم بود
وای .....وای ...... 

حسین ،من چی بگم از این اسارت 
به خواهرت شده جسارت 
معجر هامون رفته‌ به غارت 
وای .......وای.......

حسین ،آروم جونت نیمه جونه 
تنم مثه رنگین کمونه ،
از بس که خوردم تازیونه
وای ......وای.......

*گریه کن ،دلت رو آزاد کن .....*

حسین ،آروم جونت نیمه جونه 
تنم مثه رنگین کمونه ،
از بس که خوردم تازیونه
وای ......وای.......

حسین...حسین حسین حسین حسین وای 3

*یه عده دارن مزد عاشوراشون رو میگیرن،اونایی که سینه زدن روز عاشورا مزدش این شد 
اربعین پاشو بیا،خودم برات جاده رو آب و جارو می کنم 
 بزار راستشو بگم ،دخترم رقیه میاد به استقبالتون،به داداش علمدارم گفتم بیاد گرد و غبار راه رو ازتون بگیره 
زینبم میاد بهتون خوش آمد می گه ،آخه سینه زن های حسینم دارن میان .....*

داداش ،پاشو که زینبت رسیده 
صدام کن از رگ بریده 
ببین که قامتم خمیده 
وای ......وای.......

داداش ،سرت رو نی همسفرم بود
قاتل تو دور و برم بود
آستین پاره معجرم بود
وای .....وای ...... 
حسین ......
از نجف تا کربلا فقط بگید حسین حسین ....

از حرم تا قتلگه ،زینب صدا می زد حسین
دست و پا میزد حسین ،زینب صدا میزد حسین 

بنی قتلوا ،بنی ذبحوا .....
*آگه خوب گوش کنید از نجف تا کربلا مادرش می گه غریب مادر حسین ،شنیدن یه عده ای*
غریب مادر ........

ادامه نوشته

زمزمه و روضه بسیار جانسوز حضرت رقیه س

رقیه جان سلام بابا
همنشین سرم شدی
چی شده صورتت
چقدر شبیه مادرم شدی

آره می دونم دستاتو بستن
وقتی که سایم از سرت کم شد
شبیه مادر صورتت نیلی
شبیه مادر قامتت خم شد

موهای تو پریشون
موهای من پر از خون
گریه نکن بابا جون
تنها موندی بین یک عده نامحرم
از رو نیزه اشک چمهاتو می دیدم

اومدم راحتت کنم از این انجمن
دختر دیگه با خودم تو رو می برم

سلام بابای خوب من
خوش اومدی به ویرونه
می بخشی که نمی تونه
رقیه رو پاش بمونه

بدون دست مهربون تو
زجری کشیدم توی این صحرا
بابا نبودی سیلی می خوردم
عمه می گفت که بگو یا زهرا

بابا بشنو صدامو
بیا از این نامردا
بگیر گوشواره هامو

مثل لبات دل من خون بابایی
دخترت بی تو نمی مونه بابایی

عاشقی را به کل دنیا نشون میدم
می بوسم لبای تورو واست جون میدم

ادامه نوشته

زمزمه سوزناک جا ماندن از پیاده روی اربعین

لایق نبودم زائرت باشم
یک (این) اربعین مجاورت باشم
باشه آقا، قسمت اینه بازم بمونم توی حسرت
باشه آقا، قسمت اینه که همچنان نیام زیارت
همینکه حسرت می خورم روی سرم گذاشتی منت
ارباب حسین 4 جان
 

همه رفیقام اومدن اما
قابل ندونستی منو آقا
خودم می دونم که بدم خودم می دونم رو سیاهم
آبرومو برده دیگه سنگینی بار گناهم
بدِ منو به روم نیار مستحق یه نیم نگاهم
ارباب حسین 4 جان
 

چون نداره درد دلم درمون
می سوزم و می سازم آقا جون
حق داری رام ندی حسین محضر شاه، جای گدا نیست!
کرببلا برا خوباس جای من بی سر و پا نیست
انگار که تو طالع من زیارت کرببلا نیست
ارباب حسین 4 جان

ادامه نوشته

زمزمه امام حسین ع / ویژه اربعین

ای پاره پاره پیکر ای بی سر
پاشو که پیشت اومده خواهر
یه دنیا درد و غصه و ماتم برات سوغات آوردم
پاشو داداش برات بگم چه خون دلهایی که خوردم
فقط به عشق تو بوده اگر هنوز جون نسپردم
حسین من3 سالار زینب
 

یک اربعین دوری به سر اومد
پاشو که خواهر از سفر اومد
چه خواهری پاشو ببین دیگه ازم چیزی نمونده
دوریت زد آتیش به دلم غم تو قلبم و سوزونده
خسته‌ام از بس قاتلت منو به هر طرف کشونده
حسین من3 سالار زینب
 

بدجوری قلب منو سوزوندی
وقتی شنیدم بی کفن موندی
برات بمیرم آخرش بهت ندادن جرعه ای آب
برات بمیرم که سه روز مونده تنت به زیر آفتاب
کسی نمونده واسه من خودت پاشو خواهرو دریاب
حسین من3 سالار زینب
 

همینجا بود لب تشنه جون دادی
با صورت از رو مرکب افتادی
همینجا بود که تشنه لب سرت رو از قفا بریدن
همینجا بود که نیزه ها دور تن تو صف کشیدن
به پیکرت بوسه زدن پیراهن تو رو دریدن
حسین من3 سالار زینب
 

برای غارت تو شد غوغا
رو سینه ی پاکت گذاشتن پا
تو اوج بی رحمی دیدم یکی تنت رو زیر و رو کرد
هرکی اومد کنار تو یه نیزه تو تنت فرو کرد
ولی بدون که خون تو دشمن تو بی آبرو کرد
حسین من3 سالار زینب

ادامه نوشته

واحد و زمزمه زیبا امام حسین/ویژه اربعین

حسین من
پاشو که خواهرت، برگشته از سفر
پیروز و سربلند، امّا شکسته پر 2
حسین من
با دست بسته خواهرت گرفته انتقام
برگشته زینبت با لشکرش از فتح شام
ولی دلِ سپاهم و یه داغی سوزونده
یه سردار سه ساله تو خرابه جا مونده
رقیّه رو بردی، بیا منم ببر داداش 3

یه اربعین
علمداری کردم، با بازوی بستم
سختی دیدم امّا، خودم رو نشکستم 2
یه اربعین
ما هم قسم شدیم ظفرمندانه برگردیم
هر مجلس و بزمی که بود حُسینیه ش کردیم
ولی بزم یزید به ماها خیلی سخت گذشت
شراب میریخت کنار رأس تو میون طشت
رو خاک قبر تو، عمرم تموم میشد ای کاش 3

ادامه نوشته

زمزمه شهادت حضرت رقیه (س)

باور نداشتم بیای به اینجا
خوش اومدی به خرابه بابا
دیروز رو نیزه بودی ، هستی حالا رو زانوم
تا شدی مهمون من ، خوب شده درد پهلوم
******
این همه رنج و بلا کی دیده؟
خورشیدو رو نی، بابا کی دیده؟
هر چی دویدم بابا ، باز نرسیدم بابا
رو نی بودی چشماتو ، از دور بوسیدم بابا
******
صورت می‌ذارم رو صورت تو
دوباره می‌شم هم‌صحبت تو
داداش علی اکبر کو؟ ، قنداقه‌ی اصغر کو؟
به من بگو باباجون ، عموی آب آور کو؟

ادامه نوشته

حضرت رقیه س/زمینه ، زمزمه/ لطفی کن عمه

لطفی کن عمه
بکش دستی به این موی پریشون
لطفی کن عمه
از راه دور داره میرسه مهمون
لباسام و رفو کن عمه جونم     کبودی های جسمم و بپوشون
شب وصاله/ ای عمه زینب
خوبی بدی دیدی حلالم کن که امشب/ شب وصاله
سنگ صبورم/ همه وجودم
تا اینجاشم اگر نبودی مُرده بودم/ سنگ صبورم

دیگه بُریدم/ به غم اسیرم
شبیه زهرا مادرم از دنیا سیرم/ دیگه بُریدم
وای امون ای دل ۴


بابای نازم
میدونی چن شبه که چش به راهم؟
بابای نازم
رو نیزه بود فقط به تو نگاهم
دیدی آوردمت آخر خرابه !؟       با ناله و دعا و سوز آهم
مگه بابایی/ دوسم نداری؟
تو هم یعنی میخوای به من محل نذاری/ بابا بابایی
دارم میمیرم/ پلکات و وا کن
یه بار دیگه بابا رقیه تو صدا کن/ دارم میمیرم
دیگه بُریدم ...


ای باغبونم
عطر باغت چهل منزله پخشه
گلچینِ نامرد
برای باغ تو کشیده نقشه
اثر تازیانه است که میبینی  همه نیلوفرن، عمه بنفشه
روزم سیا شد/ لعنت به این شام
زدن منو هر وقت که گفتم تو رو میخوام/ روزم سیا شد
یتیمی سخته/ شدیم گرفتار
خیلی دیگه بدم میاد از کوچه بازار/ یتیمی سخته
دیگه بُریدم...

ادامه نوشته

گودال قتلگاه /زمزمه/ اگه حسین من تویی سرت کو؟

سر ظهر عطش نوش بیابون
شده ولوله ای میون میدون
یه گل افتاده روی خاک و تشنه س
خدا کنه یه کم بباره بارون
خدا کنه یه کم بارون بباره        آخه این گل دیگه رمق نداره
تنش تو پیچ و تابه گل تشنه   صورت رو خاکای صحرا میذاره
ببین یه نانجیب نیزه میاره   یکی پاشو روی ساقه میذاره
یکی برای بردن غنیمت      یه گلبرگ از گلم رو بر میداره
(امون از غریبی ای دادِ بیداد) 4

یه خواهری دویده سمت مقتل
می بینه شمشیر و تو دست قاتل
بالا پایین می شه یه جسم پاره
مثه یه ماهی افتاده تو ساحل
تو ذهنم یه سوال بی جوابه   اگه حسین من تویی سرت کو؟
کجا رفته علمدار رشیدت            به من بگو علی اکبرت کو؟
کیه تا عمق دردامو بفهمه   آخه مگه میشه طاقت بیارم
مگه میشه ببینم و نمیرم       رو نیزه رأس خونین نگارم
(امون از غریبی ای دادِ بیداد) 4

داره لشکر به تو هجوم میاره
بمیرم که هنوز چشم تو بازه
اگه بمیرم از این غم می میرم
زدن به اسباشون نعلای تازه
برای اینکه من تو رو ببینم    کجای مقتل و باید بگردم؟
هزار تا نیزه و سر نیزه اونجا   دیدم، اما تو رو پیدا نکردم
لبات خشکه سر و روت پر خاکه   بمیرم نفست دیگه بریده
یکی داره میاد با نیزه ای که   فقط برای راس تو خریده
(امون از غریبی ای دادِ بیداد) 4

ادامه نوشته

گودال قتلگاه /شور ، زمزمه /یکی داره پیرُهن پاره میبره

هر کی، هر چی شد، داره میبره
یکی داره پیرُهن پاره میبره
زینب میگه وای، از دل رباب
زیر عباش حرمله گهواره میبره
مادرت بمیره _ نبینه انگشتر نداری
خودم رو رسوندم _ نگه کسی مادر نداری
"غریب مادر"
 

افتادی بی حال، رو سینه ات پرید
صدای استخوناتو مادرت شنید
دعوا میکردن، رو سر عبات
غافل ازینکه خواهرت از رو تل میدید
آبت که ندادن _ لبای خشکتو تکون نده
زینب حواسش هست _ انقده خیمه رو نشون نده
"غریب مادر"
 

دیر اومد زینب، تا به پیش تو
افتاده بود تو پنجه های شمر ریش تو
کار دنیا رو، می بینی داداش
باید ببوسم این رگای ریش ریشتو
گفتم که بلند شو _ از روی سینه اش جواب نداد
خدا خدا کردم _ رقیه از خیمه درنیاد
"غریب مادر"

ادامه نوشته

گودال قتلگاه شور/زمزمه /یکی داره پیرُهن پاره میبره

هر کی، هر چی شد، داره میبره
یکی داره پیرُهن پاره میبره
زینب میگه وای، از دل رباب
زیر عباش حرمله گهواره میبره
مادرت بمیره _ نبینه انگشتر نداری
خودم رو رسوندم _ نگه کسی مادر نداری
"غریب مادر"
 

افتادی بی حال، رو سینه ات پرید
صدای استخوناتو مادرت شنید
دعوا میکردن، رو سر عبات
غافل ازینکه خواهرت از رو تل میدید
آبت که ندادن _ لبای خشکتو تکون نده
زینب حواسش هست _ انقده خیمه رو نشون نده
"غریب مادر"
 

دیر اومد زینب، تا به پیش تو
افتاده بود تو پنجه های شمر ریش تو
کار دنیا رو، می بینی داداش
باید ببوسم این رگای ریش ریشتو
گفتم که بلند شو _ از روی سینه اش جواب نداد
خدا خدا کردم _ رقیه از خیمه درنیاد
"غریب مادر"

ادامه نوشته

گودال قتلگاه /زمزمه/ هم می رسد به گوش، آوای مادرت

با یال پر ز خون، رو جانب حرم
شد اسب تو دوان، ای جد محترم 2
شد ولوله به پا         زنها، پی اش دوان
دامن کشان همه      زینب به سر زنان 2
حسین/ شد تیره آسمانها
حسین/ آید نوای زهرا 2


زینب به سر زنان، قاتل دوان دوان
رو کرده جانب، گودال خون فشان 2
بر سینه ات نشست    خنجر به کف گرفت
حلقوم خسته را               قاتل هدف گرفت 2
حسین/ ای مهربان برادر
حسین/ ای پاره پاره پیکر 2


هم می رسد به گوش، آوای مادرت
تازه شده شروع، غمهای خواهرت 2
تو دست و پا زدی    گم کرده دست و پا
خواهر میان این                   اشرار نینوا 2
حسین/ بر سر نهم دو دستم
حسین/ بر خاک غم نشستم 2

ادامه نوشته

زمزمه ورود به ماه محرم

لحظه شمارِ روضه هاتم   از حالا گریون عزاتم
نیومده ماه محرّم    غمگین مثه پرچم سیاتم
ماه غمت، ماه گریه هاس، حاجتا رواس، شور عاشقا فقط حسینه
محرمت، میرسه ز راه، اشک و سوز و آه، داغ روضه ها فقط حسینه
آی نوکرا زمون ماتم اومد
حیَّ علی العزا، مُحرم اومد
واویلا آه و واویلا 2

سینه پراز اندوه و درده     بساط شادی سرده سرده
کتیبه های محتشم باز          دلای ما رو قبضه کرده
تلاطم، بزم نوکرا، نوحه و نوا، حال هیئتا لبریزه شوره
ترنم، چاووش عزات، پرچم سیات، چشمه های ناب ناب نوره
آی نوکرا زمون ماتم اومد
حیَّ علی العزا، مُحرم اومد
واویلا آه و واویلا 2

ادامه نوشته

زمزمه ورود به ماه محرم

پرچم سیاه شال عزا، دوباره فصل ماتم
تازگی همیشگی، تو شعرای محتشم
دوباره مقتل و لهوف، روضه های مجسم
شبیه یک حسینیه، شده تموم عالم انگار
با اذن مادری جوون، مشکی می پوشه هر عزادار
حسین حسین     کرب و بلا ۳

یاد کنید از حسین چیا، هر کی اسیر خاکه
یادت نره شهیدی که، هنوز هم بی پلاکه
هر چی داریم ارثیه از، اون نفسای پاکه
تو این بساط، به عاشقا، هیچکسی خرده نمیگیره
هیچ وقت اشک، شمرخونِ تو، تعزیمون یادم نمیره
حسین حسین     کرب و بلا ۳

ادامه نوشته

زمزمه زورد به ماه محرم

بیا صاحب عزا
ای آخرین نگار زهرا، ای زائر مزار زهرا
بیا/ من و از این دنیا جدا کن
به جاش/ با اشک و ناله آشنا کن
میخوام سیاه/ تنم کنم/ برام دعا کن

غریبِ آشنا
ای روضه گردِ بی نشونه، این مجلسم از خودتونه
یه بار/ تو روضه ها بشین کنارم
برا/ صدای گریه ت بیقرارم
الهی که/ از دامنت/ سر بر ندارم


حسین کوفه نیا
همه شدن بنده ی ابلیس، دل و زبونشون یکی نیس
نیا/ اون دستا که نامه نوشتن
حالا/ شمشیر عَلَیهِت دست گرفتن
آروم میگم/ نیس کوفه جا/ی دختر و زن

ادامه نوشته

زمزمه شب اول محرم/ شهادت حضرت مسلم

تو کوچه های بی کسی ببین که پرسه می زنم
هرچی که سنگم بزنن من ز تو دل نمی کنم
دلم شکسته از جفا به جون مادرت حسین
چه طوری من نیگا کنم تو روی خواهرت حسین
وای دلم تنگه برات              وای به جون بچه هات 
وای میا کوفه حسین جان
وای علی اکبرت                وای به حال اصغرت  
وای میا کوفه حسین جان

دارن همه کوچه ها رو برات چراغون می کنن
با خنده های طعنه دار قلب من و خون می کنن
تو بازار آهنگرا آهن تو کوره میندازن
برای دست بچه هات حلقه ی زنجیر می سازن
وای عجب شوری به پاست      وای چشاشون بی حیاست
 وای از این درد غریبی
وای پی سیم و زرن          وای به فکرمعجرن  
وای از این درد غریبی

ادامه نوشته

زمزمه شب اول محرم/ شهادت حضرت مسلم

در کوچه ها دربه در شدنم را نظاره کند نیمه شب مهتاب
کوفه میا چونکه دخترکت شب به ضرب لگد می پرد از خواب
بنگر مسلمت را که در شهر کوفه پناهی ندارد حسین جانم
به خدا قطره ای آب به لب تشنه دادن گناهی ندارد حسین جانم
آنقدر بی کسم که اگر جان سپارم کسی روی جسمم نریزد خاک
کوفه از سر بریدن ز شش ماهه تو ابائی ندارد حسین جانم
کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد
کوفی  بی مروّت شرم و حیا ندارد

کوفه چنان دوره پدرت  شهر ظلم و ریا شهر نیرنگ است
دیدم که بر دست بیعتشان جای شاخه گل نیزه و سنگ است
فطروس آسمانی سفیرم شده تا رساند سلام سفیرت را
از همانجا که هستی عوض کن به سمت مدینه دوباره مسیرت را
من نمی خواهم آقا رقیه ببیند سر اطهرت را سر نیزه
هم نمیخواهم آقا تو از روی نیزه ببینی یتیم اسیرت را
کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد
کوفی  بی مروّت شرم و حیا ندارد

ادامه نوشته

زمزمه شب اول محرم/ شهادت حضرت مسلم

هوای عاشقی هوای تو       الهی من بشم فدای تو
برگرد مدینه ای پسر عمو   شور میزنه دلم برای تو
سفیر غربتم سفیر تو           اسیر بی کسی اسیر تو
چهل هزار نفر دارن میان        برای بستن مسیر تو
دارن میان/ یه مشتی بی حیا/ با تیغ و نیزه ها/ برا سرت
دعام اینه/ که رحم کنه خدا/ تو این همه بلا/ به خواهرت
وای حسین من 2

چه جور نشون بدم علاقمو   شکستن استخون ساقمو
وقتیکه اومدی بیا بگیر             بازار قصابا سراغمو
میخونم ان یکاد به جای تو     برا تموم بچه های تو
بذار من اولین نفر باشم        مُثله میشه تنم برای تو
پسر عمو!/ تو رو خدا نیا/ به سمت کوفیا/ می کشنت
خولی داره/ میاد برا سرت/ برای غارت/ پیراهنت
وای حسین من 2

ادامه نوشته

واحد و زمزمه حضرت مسلم(ع)

کاش دست من می شکست آقا   نمی نوشتم که بیا
آواره میشن تو کوفه               نواده های مصطفی
این دل خسته دیگه کبابه           دلم به پیش طفل ربابه
من که پر از احساسم/ رو اسم تو حساسم
عمود آهن دیدم/ دلواپس عباسم
آقام حسین مظلوم 4

عمرم به دنیا نبودش   تا هم رکاب تو بشم
یه جان نثار ساده ای     تو انقلاب تو بشم
سنگای شهرو به سر می گیرم        تا قبل از اینکه بیای بمیرم
یاد غمت ای آقا/ دلم رو می سوزونه
خوب می دونی که غربت/ یه درد بی درمونه
آقا حسین مظلوم 4

ادامه نوشته

زمزمه شب اول محرم/ شهادت حضرت مسلم

نامه نوشتم بر تو اما      میا به کوفه یبن الزهرا
ببین شدم تنهای تنها      میا به کوفه یبن الزهرا
سوز تو در جان و تنم/ آواره عشقت منم
نوای نام تو طبیبم/ به شهر کوفه بی مجیبم
شد کوچه گردی ها نصیبم/ پسر عمو ببین غریبم 2

قلبم ز داغت بی قراره      معراج من بالای داره
جانم فدای عشق یاره       معراج من بالای داره
اینجا جنایت ساده است/ سر نیزه ها آماده است
زینب کجا و داغْ دیدن/ از شمریان طعنه شنیدن
اینجا همه هستند آقا/ آماده بهر سر بریدن 2

ادامه نوشته

زمزمه شب اول محرم/شهادت حضرت مسلم

کوفه نیا کوفه نیا، قسم میدم به قرآن
کوفه نیا که کوفه باز، شکسته عهد و پیمان
پسرعمو توی دلم، آشوبه مثل طوفان
تازه فهمیدم که عموم، چرا نداشت مونسی جزء چاه

صدای آهنگریا، هنوز تو گوشمه به والله
یابن الزهرا     کوفه نیا ۳

برگرد آقا نقشه هاشون، رنگ سقیفه داره
جای زن و بچه ها نیست، شهری که شوره زاره
از قول من بگو رباب، اصغرش و نیاره
از خوارج، لعین ترن، حرمله و خولی و سنان
اینا سر، قاری رو میزنن به نیزه جای قرآن
یابن الزهرا     کوفه نیا ۳

ادامه نوشته

زمزمه شب اول محرم/ شهادت حضرت مسلم

کوفه نیا کوفه نیا، قسم میدم به قرآن
کوفه نیا که کوفه باز، شکسته عهد و پیمان
پسرعمو توی دلم، آشوبه مثل طوفان
تازه فهمیدم که عموم، چرا نداشت مونسی جزء چاه
صدای آهنگریا، هنوز تو گوشمه به والله
یابن الزهرا     کوفه نیا ۳

برگرد آقا نقشه هاشون، رنگ سقیفه داره
جای زن و بچه ها نیست، شهری که شوره زاره
از قول من بگو رباب، اصغرش و نیاره
از خوارج، لعین ترن، حرمله و خولی و سنان
اینا سر، قاری رو میزنن به نیزه جای قرآن
یابن الزهرا     کوفه نیا ۳

ادامه نوشته

زمزمه زیبا شب دوم محرم / میثم مطیعی

دوباره سلام ای هلال محرم
بخون روضه خون باز که دلتنگ اشکم
بخون روضه غم

روضه بخون دوباره و بشکن
بغض یه ساله دل ما رو
بخون بازم: "حسین میا کوفه"
بگو غم مسلم تنها رو

تو کوچه های کوفه تنهایی
خودش یه کربلا به پا کرده
غریبه و تشنه لبه اما
برا حسین چه گریه ها کرده

ادامه نوشته

زمزمه شب اول محرم/ شهادت حضرت مسلم

نگاه حسرت سردار مظلوم
هزار تا غصه با خودش می یاره
چه راهی مونده جز نگاه به دشمن
برا مردی که چاره ای نداره
یکی پیدا بشه بگه حسین جان       پذیرایی توی کوفه با سنگه
اگه میای نیار پس حرمت رو      به روی هر چی کوفی رنگ ننگه
یکی پیدا بشه بگه که برگرد      ببین که مسلمت اینجا اسیره
چه بد بازاریه بازار کوفه       سه ساله توی این بازار می میره
(میا کوفه میا کوفه حسین جان) 4

تمام کوله بارِ این غریبه
نگاه و اشک حسرت، روی خونین
پای دعای خیرش برا ارباب
یکی پیدا نشد تا بگه آمین
الهی که حسین راهش عوض شه     نیاد به سرزمین بی کسی ها
الهی نامه مو نخونده باشه           تموم شه غربت و دلواپسی ها
الهی خون من اینجا بریزه       یه مو از سر اربابم نیوفته
الهی که نبینم روی نیزه س   آتیش تو دل بی تابم نیوفته
(میا کوفه میا کوفه حسین جان) 4

ادامه نوشته

واحد و زمزمه حضرت مسلم(ع)

کوفه نیا
کوفی، اِبنُ الدّنیاست، مال و منال پرست
باغایی که گفتن، همه آفت زده است ۲
کوفه نیا
دیدم خودم تو شهرشون همه حزبِ بادن
به شمشیرسازی کاسبا تغییر شغل دادن
برا خرید صف کشیدن مردمِ دین فروش
بجز خولی که چونه میزد با خورجین فروش
هرجا میخوای برو۲، پسر عمو کوفه نیا

کوفه نیا
هر چیزی که بخوای، پیدا میشه اینجا
هر چیزی که بخوای، بجز شرم و حیا ۲
کوفه نیا
برای غارت حرم نقشه دارن برگرد
رو جیگرت داغِ علی تو میذارن برگرد
سربسته بشنو التماسم و نیا برگرد
تازه رباب مادر شده تو رو خدا برگرد
هرجا میخوای برو۲، پسر عمو کوفه نیا

 

زبانحال حمیده دختر حضرت مسلم سلام الله علیهما

دایی حسین
اشکات برا چیه؟، بغض داری تو گلوت
اینبار یه جور دیگه، نشوندیم رو زانوت ۲
دایی حسین
چرا همه نگاهشون یه جور دیگه است به من
از کوفه قاصدا مگه خبر چی آوردن؟
فهمیدم از نوازش تو و اشک حرم
گَرد یتیمی رو داری میگیری از سرم
این صحنه رو خدا۲، رقیه میکنه نگا

ادامه نوشته

زمزمه بسیار زیبا و سوزناک شب سوم محرم/میثم مطیعی

دلم از خرابه دیگه خون امشب
مزاحم شدم من برا عمه زینب
می سوزم تو این تب
صورت من کبوده و زرده
حرف دلم گلایه و درده
یه دختر شامی رو دیدم که
روسری منو سرش کرده
یه دنیا درد دل دارم بابا
از اون شب سرد توی صحرا
موی سرم سپیده و قدم
شده شبیه مادرت زهرا
(
آه بابا آه بابا)

دعا کن بمیرم برم از خرابه
برای همیشه سه سالت بخوابه
که موندن عذابه
دوری تو طاقتمو برده
دیر برسی دختر تو مرده
تموم راه شام و بازارو
عمه به جای من زمین خورده
تو این خرابه نفسم تنگه
چرا رو لبهات اثر سنگه
راستی تو بازار حراجی ها
دیدم سر خاتم تو جنگه (2)
(
آه بابا آه بابا)

یکی نیست بپرسه گناهم چی بوده؟
چی بوده که رنگم پریده کبوده 
تو آتیش و دوده
نگفتی که سه ساله جون میده 
واسه تصدق یکی نون مونده 
خسته شدم بسکه تو این بازار
یکی همش ما رو نشون میده
جای طناب مونده رو گردنها
حتی حیا نکردن از زنها
از روی ناقه افتادم گفتم 
الهی هیچ زنی نشه تنها
(
آه بابا آه بابا)

ادامه نوشته

سه ضرب امام حسین +سبک جالب

قدم قدم ثانیه شمارم

حرم حرم طاقتی ندارم

برا زیارت دل تو دل ندارم

به دل میگم از چه بی قراری

نشستی و ثانیه شماری

میگی به لب دم جز حسین ندارم

حرم نگو قبله گاه قلبمه

حرم نگو سوز و اه قلبمه

دلم به شینه دمم حسینه

زیر پرچم حسین

امیری یا حسین (2)

مدد مدد یا ضبیح العطشان

نظر نما یا قتیل العریان

رقیه دق کرده به کنج ویران

سرت به نی پیکرت به صحرا

نوای دل گشته وا حسینا

امیر دل ها ای عزیز زهرا 

حرم نگو قبله گاه قلبمه

حرم نگو سوز و اه قلبمه

دلم به شینه دمم حسینه

زیر پرچم حسین

امیری یا حسین (2)


ادامه نوشته