واحد و زمزمه زیبا امام حسین/ویژه اربعین
حسین من
پاشو که خواهرت، برگشته از سفر
پیروز و سربلند، امّا شکسته پر 2
حسین من
با دست بسته خواهرت گرفته انتقام
برگشته زینبت با لشکرش از فتح شام
ولی دلِ سپاهم و یه داغی سوزونده
یه سردار سه ساله تو خرابه جا مونده
رقیّه رو بردی، بیا منم ببر داداش 3
یه اربعین
علمداری کردم، با بازوی بستم
سختی دیدم امّا، خودم رو نشکستم 2
یه اربعین
ما هم قسم شدیم ظفرمندانه برگردیم
هر مجلس و بزمی که بود حُسینیه ش کردیم
ولی بزم یزید به ماها خیلی سخت گذشت
شراب میریخت کنار رأس تو میون طشت
رو خاک قبر تو، عمرم تموم میشد ای کاش 3
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵ ساعت 23:54 توسط سید محسن موسوی
|
آدرس ایمیل جهت ارتباط بامدیر وبلاگ