سلحشور شهادت علی اکبر(ع)

عاقبت پر زدن ،یاس جوونم رو دیدم
اومده اون شبی که ،سه ماه ازش میترسیدم
ای نگار بی همتا،مونده ام سرت تنها
کوچه ی تنگ و دل سنگان و یاس نیمه جون
دارم از خاطره هات رد میشم ای یاس جوون
میری و میره جونم ،من غریب دل خونم
گل من ای دو سه ماه مگه چی اومد سر تو
که سبک تر شده از برگ گلی پیکر تو
با وجود بیماری کردی حیدر رو یاری
میکشه منو اخر، داغ غربت حیدر
من میگم رفتنی ام زینب میگه باز هم بمون
ای پرستو بمونو باز هم برای من بخون
یک مدینه یک زهرا جان فدای تو مولا

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 15:26 توسط سید محسن موسوی
|
آدرس ایمیل جهت ارتباط بامدیر وبلاگ