واحد شهادت امیر المومنین + سبک
شب ها که نان و خرما
بر دوش خود کشیدم
جای دعا به گوشم
زخم زبان شنیدم
از آه سینه ی من
گرفته ماه کوفه
شب ها غم دلم رو
گویم به چاه کوفه
کسی به مُلک هستی
تنهاتر از علی نیست
ای چاه کوفه بشنو
حدیث درد و داغم
من باغبانم اما
آتش گرفته باغم
روزی که دست من را
با ریسمان ببستند
از خانه تا به مسجد
جسم مرا کشیدند
غنچه و لاله ام را
با تازیانه چیدند
من غم و مهر حسین
با شیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم
دستور تا اخر گرفتم
بر مشام جان زدم
یک قطره از عطر حسینی
سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
بر مشامم میرسد
هر لحظه بوی کربلا ...
+ نوشته شده در شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:40 توسط سید محسن موسوی
|

آدرس ایمیل جهت ارتباط بامدیر وبلاگ